هیتلر، اینبار با لهجه مشهدی!
در ابتدای نمایش، صحنه با دکوری ساده و خلوت پیش روی تماشاگر قرار میگیرد، یک میز در گوشهای از صحنه و دو صندلی در مرکز، عناصر اصلی دکور را تشکیل میدهند. با ورود سه بازیگر مرد، روایت آغاز میشود و به تدریج فضای نمایش شکل میگیرد.

نورپردازی در طول اجرا تغییر میکند و استفاده از نورهای رنگی، فضای صحنه را از حالت ساده ابتدایی خارج میکند. در میان دیالوگها و موقعیتهای نمایشی نیز خنده تماشاگران شنیده میشود، موضوعی که با توجه به رویکرد کمدی اثر، بخش قابل توجهی از فضای اجرا را شکل میدهد. «ارتش سری» با الهام از روایت روزهای پایانی زندگی هیتلر و با نگاهی متفاوت به این دوره تاریخی، تلاش کرده است این داستان را در فضایی بومی و مشهدی روایت کند، بهگونهای که بخشی از دیالوگها به نقاط مختلف مشهد اشاره دارد و استفاده از لهجه مشهدی نیز به فضای نمایش رنگوبوی محلی داده است. سادگی دکور در کنار تمرکز بر بازی بازیگران، دیالوگها و موقعیتهای کمدی، باعث شده است روایت بیش از آنکه متکی بر جلوههای صحنهای باشد، بر ارتباط مستقیم میان بازیگران و تماشاگران استوار باشد، روایتی که در کنار سرگرمی، نگاهی کوتاه به موضوعاتی اجتماعی و تجربههای گروههای تئاتری نیز دارد.
«ارتش سری»؛ ایرانیزهشدن روزهای پایانی هیتلر در مشهد مصطفی احمدیفر -نویسنده، طراح، کارگردان و بازیگر تئاتر- درباره ایده شکلگیری نمایش «ارتش سری»، اظهار کرد: به دلیل تحصیلاتم در حوزه سینما و علاقهای که به تاریخ سینمای جهان دارم، سالها فیلمهای مربوط به جنگ جهانی دوم را دنبال کردهام. جنگ جهانی دوم نیز در طول دهههای گذشته تأثیر قابل توجهی بر سینمای جهان داشته و آثار بسیاری درباره این دوره تاریخی ساخته شده است. وی ادامه داد: درباره روزهای پایانی زندگی هیتلر و سقوط این دیکتاتور نیز کتابها، مقالات و فیلمهای متعددی وجود دارد. من این منابع را مطالعه کردم و به دلیل علاقه شخصیام به این موضوع، تصمیم گرفتم این روایت را در قالب یک اثر نمایشی بازآفرینی کنم. این کارگردان تئاتر با اشاره به تلاش برای بومیسازی این روایت تاریخی، اظهار کرد: از آنجا که نمایش در مشهد و خراسان اجرا میشود، تصمیم گرفتم روایت را ایرانیزه و به نوعی مشهدی کنم. به همین دلیل بخش قابل توجهی از دیالوگها به نقاط جغرافیایی مشهد اشاره دارد و یکی از شخصیتها نیز با لهجه دقیق مشهدی صحبت میکند که فضای نمایش برای مخاطب بومی ملموستر باشد. احمدی فر با بیان اینکه نمایش در کنار وجه سرگرمکننده، نگاهی اجتماعی نیز دارد، اضافه کرد: جامعه امروز با مشکلات و دغدغههای مختلف، از مسائل اقتصادی گرفته تا مشکلات روزمره، روبهرو است. به همین دلیل فکر میکنم یکی از نیازهای جامعه این است که بتواند برای مدتی از این دغدغهها فاصله بگیرد و در قالب هنر، زمانی را به خنده و سرگرمی اختصاص دهد. وی خاطرنشان کرد: هدف من این بود که مخاطب در حدود ۹۰ دقیقه فارغ از گرفتاریها و مشکلات روزمره، لحظاتی را با نمایش سپری کند و خوشبختانه طبق بازخوردهایی که دریافت کردهایم، این اتفاق در اجراهای هر شب رخ میدهد. در مرحله تولید بیشتر تلاش کردیم روی عناصری مانند موسیقی و لباس تمرکز کنیم. دکور نمایش نیز حجیم و پرحجم نیست و به همین دلیل در این بخش با دشواری خاصی مواجه نشدیم. وی با اشاره به مهمترین دغدغه گروههای نمایشی، بیان کرد: مهمترین مشکل ما و بسیاری از گروههای تئاتری، مسائل مالی و هزینههای تولید است. جمعکردن یک گروه حرفهای و تولید یک اثر نمایشی نیازمند حمایت است و اگر تهیهکنندهای با نگاه فرهنگی و دغدغهمند در کنار گروه نباشد، ادامه مسیر بسیار دشوار خواهد بود. احمدیفر درباره نحوه انتخاب بازیگران ادامه داد: زمانی که نگارش قصه را آغاز کردم، حدود ۹ شخصیت برای نمایش در نظر داشتم و تلاش کردم بازیگران را تا حد امکان بر اساس ویژگیهای همان شخصیتها انتخاب کنم. برای مثال نقش «اوا براون» را سارا تقوی بازی میکند و از نظر ویژگیهای ظاهری و آناتومی چهره، شباهت قابل توجهی میان او و شخصیت مورد نظر وجود دارد. وی درباره انتخاب بازیگر نقش هیتلر، گفت: برای نقش هیتلر، آقای دولتآبادی را انتخاب کردیم. شاید تجربه زیادی در حوزه بازیگری نداشته باشد، اما من به او اطمینان داشتم و حدود یک ماه برای این نقش با او تمرین کردم، که به نتیجهای که مدنظرمان بود برسیم. در انتخاب این نقش، هم ویژگیهای ظاهری و آناتومیک مورد توجه بود و هم تلاش کردیم با استفاده از گریم، لباس و دیگر عناصر نمایشی، شباهت بیشتری با شخصیت تاریخی ایجاد کنیم. احمدی فر در پاسخ به این پرسش که آیا نمایش پیام مشخصی را دنبال میکند یا مخاطب خاصی برای آن در نظر گرفته شده است، خاطرنشان کرد: قصد نداشتم در این اثر با استفاده از کلمات پیچیده و اصطلاحات خاص، پیام مشخص و سنگینی را به مخاطب منتقل کنم. هدف اصلی من این بود که مردم از دغدغههایشان فاصله بگیرند و بخندند. البته در کنار این موضوع، تلاش کردم گوشهای از نمایش را به نقد اجتماعی اختصاص دهم. یکی از موضوعاتی که در اثر به آن پرداخته شده، روند دریافت مجوزهای مربوط به فعالیتهای نمایشی است. این کارگردان تئاتر اضافه کرد: گروههای نمایشی با دغدغههای فراوان کار را تولید میکنند و زمانی که به مرحله اجرا میرسند، همچنان این نگرانی وجود دارد که ممکن است از روز بعد اتفاقی رخ دهد، پوستر نمایش از سایت برداشته شود یا مشکلی در روند اجرا ایجاد شود. این بخش از نمایش نیز به نوعی بازتاب تجربهای است که بسیاری از گروههای نمایشی با آن مواجه هستند و تلاش کردم بدون اینکه فضای اثر را سنگین کنم، نگاهی اجتماعی به این موضوع داشته باشم.
لهجه مشهدی، یکی از چالشهای اصلی ایفای نقش علی صدایی، بازیگر تئاتر درباره حضور خود در نمایش «ارتش سری»، اظهار کرد: آقای احمدیفر از دوستان قدیمی من است و هر زمان که برای حضور در نمایشی از من دعوت میکند، استقبال میکنم. از طرف دیگر، متن این نمایش نیز برایم جذاب بود، چراکه خودم در حوزه کمدی فعالیت میکنم و زمانی که متن را خواندم، از فضای آن خوشم آمد. وی اضافه کرد: یکی از بخشهایی که برای من جذاب بود، جابهجایی و تقابل میان هیتلر اصلی و هیتلر قلابی بود. این موقعیت و پارادوکسی که میان این دو شخصیت شکل میگیرد، برایم جالب بود و همین موضوع باعث شد تصمیم بگیرم در این نمایش بازی کنم. این بازیگر تئاتر درباره چالشهای ایفای نقش خود اظهار کرد: یکی از مهمترین چالشهای من لهجه مشهدی بود، چراکه اصالتاً مشهدی نیستم و ترک تبریز هستم، هرچند چندین سال است که در مشهد زندگی میکنم. برای من مهم بود که بتوانم لهجه مشهدی را به شکل مناسبی در اجرای این نقش ارائه کنم. فکر میکنم در مجموع این اتفاق افتاده و خودم از نتیجه کار راضی هستم، هرچند ممکن است در بعضی بخشها اشکالات کوچکی وجود داشته باشد، اما در مجموع یکی از چالشهای اصلی من در این نمایش، رسیدن به لهجه مشهدی بود. وی درباره پیامی که این نمایش به مخاطب منتقل میکند، ادامه داد: پیام نمایش کاملاً روشن است، جنگ بد و صلح بهترین است. فرقی نمیکند انسان ایرانی باشد یا آلمانی، در اروپا زندگی کند یا در هر جای دیگری از دنیا، پیام نمایش درباره صلح است. دعوا و جنگ خوب نیست و صلح بهترین انتخاب برای انسانهاست.
اقتصاد و گیشه بر تئاتر مشهد تأثیر گذاشته است این بازیگر تئاتر درباره وضعیت تئاتر مشهد، اضافه کرد: حدود ۲۵ سال است که در حوزه تئاتر فعالیت میکنم و در شهرهای مختلف کار کردهام. زمانی که به مشهد آمدم، شرایط تئاتر این شهر چندان خوب نبود، اما در مقطعی وضعیت بهتر شد و توجه بیشتری به تئاتر و فعالیتهای نمایشی صورت گرفت. به نظر میرسد از حدود سال ۱۳۹۸ به بعد، شیوع کرونا و پس از آن شرایط اقتصادی و مسائل مختلف، تأثیر زیادی بر فعالیتهای تئاتری گذاشته است. این شرایط اقتصادی باعث شده بخشی از تئاتر از فضای کلاسیک و اصلی خود فاصله بگیرد. وی با بیان اینکه مسائل اقتصادی و فروش بلیت بر انتخاب آثار تأثیر گذاشته است، خاطرنشان کرد: بخش قابل توجهی از کارهایی که امروز روی صحنه میروند، بیشتر با نگاه به گیشه انتخاب میشوند. در حالی که تئاتری که مخاطب باید برای دیدن آن به سالن بیاید، در برخی موارد کمتر دیده میشود. این بازیگر تئاتر درباره تأثیر واکنش تماشاگران بر اجرای بازیگران کمدی، ادامه داد: واکنش تماشاگر برای یک کمدین بسیار مهم است. یک کمدین با تماشاگر زنده است و انرژیای که از سمت مخاطب به صحنه منتقل میشود، قابل انکار نیست. تجربه اجرای نمایشی را داشتهایم که تماشاگران نخندیدند و در نتیجه اجرای ما نیز بسیار بد از آب درآمد. این موضوع نشان میدهد ارتباط میان تماشاگر و بازیگر در آثار کمدی تا چه اندازه اهمیت دارد. وی تصریح کرد: برای یک کمدین، انرژیای که از مخاطب دریافت میشود ۱۰۰ درصد اهمیت دارد. این ارتباط برای اجرای کمدی کاملاً ضروری است و واکنش تماشاگر میتواند مستقیماً بر کیفیت و انرژی اجرای بازیگر روی صحنه اثرگذار باشد. «ارتش سری» در نهایت تلاش میکند روایت تاریخی خود را از قالبی صرفاً جدی و تاریخی خارج کرده و با تکیه بر موقعیتهای کمدی، بازی بازیگران و فضای بومی مشهد، مخاطب را با خود همراه کند. سادگی صحنه و دکور نیز باعث شده تمرکز بیشتری بر بازیها و دیالوگها شکل بگیرد و ارتباط میان بازیگر و تماشاگر پررنگتر شود. این نمایش اگرچه از دل روایت روزهای پایانی هیتلر و جنگ جهانی دوم شکل گرفته، اما در اجرا بیش از آنکه به بازگویی تاریخ بپردازد، به دنبال ایجاد لحظاتی برای خندیدن و فاصله گرفتن مخاطب از دغدغههای روزمره است، در کنار آن، مفاهیمی مانند جنگ، صلح و برخی دغدغههای گروههای نمایشی نیز در لایههای مختلف اثر دیده میشود.
گالری تصاویر
۳ تصویرخبرهای مرتبط
همهی اخباراقامتگاه جاناتان مارتین؛ روایتی موزیکال از رازهای پنهان
نمایش موزیکال «اقامتگاه جاناتان مارتین» به نویسندگی، طراحی و کارگردانی امیررضا سیستانی از ۱۲ مهرماه در تماشاخانه کربن مشهد روی صحنه میرود؛ نمایشی که با محوریت کشف حقیقت و بازخوانی رازهای قدیمی، تلاش دارد تجربهای متفاوت از تئاتر موزیکال را پیش روی مخاطبان قرار دهد.
تئاتر کودک نیازمند انرژی مضاعف و توجه جدی به مخاطب است
بازیگر نمایش «کلاغها» گفت: تئاتر کودک به دلیل صراحت و بیپیرایگی مخاطبان خود، یکی از دشوارترین گونههای بازیگری است و بازیگر باید تمام انرژی و توان خود را برای حفظ توجه کودکان به کار بگیرد.
روایت یک خانواده در میانه آبرو، حرف مردم و یک خبر ناگوار
چراغهای سالن کمکم خاموش میشوند و نگاهها به صحنه دوخته میشود، جایی که دو بازیگر زن حضور دارند و فضای صحنه، با چیدمان میز و صندلی در یک گوشه و تختی در گوشه دیگر، از همان ابتدا مخاطب را وارد خانهای میکند که قرار است بخش کوتاهی از زندگی یک خانواده در آن روایت شود.



